آقای امیر بلوچ  افتراء چرا؟

 

نوهـــان

 

 

تمامی ِ رژيم های ِ تمامیّت خواه و ديکتاتور ، بقای ِ خويش را ، در گِرو ِ سرکوب ِ وحشيانه مردم و مطالبات بر حق آنان می دانند. و شدّت و حِدّت اين سرکوبها زمانی چهره در چهره تو در می افکند که تو ، از ملّتی ديگر باشی و طالبِ سرفراز زيستن و خواهان ِ حقوق ِ مساوی ِ شهروندی باشی . ازدريچه تنگ ِ نگاه ِ " تکيه زدگان ِ هميشهْ بر قدرت" طرح ِ خواستِ "خودْ بر سرنوشتِ خويشتنْ حاکم شدن" و "عدم تمرکزگرايی در قدرت" ، تعريف و معنايی به جز جدايی و گُسَستن از يک تمامیّت ِ سياسی ـ جغرافيايی نخواهد داشت.

طرّاح ، حامل و ناقِل ِ ديدگاه ِ "عدم ِ تمرکز گرايی در قدرت "  در ساختار سياسی ِ ايران ، بنا بر گواه ِ تاريخ و برنامه مصوبه کنگره سال
۱۹۹۵؟*، در ميان احزاب و سازمان های ملی ايران ، بلوچستان ء ِ راجی زرمبش می باشد.

اگر ما اينگونه فکر کنيم که " هر روز عاشوراست وتمام ِ دنيا کربلا!! "،  يعنی اينکه برای پيشبرد يک مبارزه  سياسی، نه قايل به زمان ومکان باشيم و نه هم شرايط عينی و ذهنی را قبول داشته باشيم ونه هم هيچ تحليلی مشخص از شرايط اجتماعی خود داشته باشيم و ما را با افت و خیزهای جنبشها کاری نباش
د، به ناگاه، مانند آقای امير بلوچ ازبستر ِ خواب ِ سنگين بر می جهيم و با سر انگشتان خود می شماريم که: "جنبش ملی بلوچستان ـ ايران با گذشت ۱۵ سال ، از خوابی مشکوک بيدار شد و به صفوف نيروهای زنده پيوست"...

آقای امير بلوچ ! من فکر می کنم شما در بیان گفته خود ابداََ صادق نيستی! چرا؟ برای اينکه تا قبل از
۳ـ۴ سال پيش هيچ  سازمانی ـ به جز زرمبش ـ  در بلوچستان موجود نبوده است . وقتی که هيچ جريانی ديگر موجود نبوده ، اينها کدام " نيروهای زنده " اند که زرمبش به صفوف آنها پيوسته است؟ تلاش شما در کتمان نمودن مبارزات زرمبش ، به راستی در راستای کدام منافع ملت بلوچ می باشد؟ از بدو تاًسیس ِ رزمبش تا به امروز ، کدام عمل آن خلاف ِ جهت ِ منافع بلوچ و بلوچستان بوده است؟ بر خلاف ِ نظر ِ شما که غیر مسئولانه به زرمبش تهمت ِ ناروا زده اید ، من شما را"مشکوک " نمی دانم!!

آقای امير بلوچ! شما بفرماييد بگوييد بعد از تحول عظيم جهانی دهه آخر ِ قرن بیستم ، يعنی فروپاشی ِ بلوک ِ شرق ، کدام جريان سياسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، هنری ، ادبی ، صنفی و ... به حياتِ خويش ، به شيوه سابق، ادامه داد؟ 
اميرخان ! حتی نحوه زندگی ِ گورکن ـ حکومت اسلامی ايران ـ هم متحول شد! شما هم ،چه درخواب و چه در بيداری ، دگرديسی پيدا کردی.چرا؟ چون شرايط متغّير شده بود. و زرمبش هم از
این قاعده مستثنی نبود.

 

آقای امیر بلوچ می نویسند : " سازمانهای بلوچی که خود را ملی و مترقی می دانند ، در این راستا مسئولیت سنگین تری دوش به دارند."

امیر خان! سازمانهای بلوچی حقیقتاً ملی و مترقی هستند و مبارزات آنها در راستای اهداف ملت بلوچ ، ملی و مترقی بودن آنها را آشکارا برای همه به اثبات رسانده است. اینطور نیست که آنها سازمانهای ضد ملی و بنیاد گرا مثلاً شبیه جریانهای القاعده و طالبان باشند ولی بخاطر انحراف اذهان عمومی خود را ملی و مترقی جا زده باشند!!

 

ایشان در ادامه می نویسند: " تمامی سایتهای بلوچی و حتی غیر بلوچی (بطور مثال سایت ایران پرس نیوز)، این اعدامهای گسترده در بلوچستان را منعکس ساخته و کشتار مردم بیدفاع بلوچ را محکوم ساخته اند ، اما در سایت خبری جنبش ملی بلوچستان هیچ نشانه ای از اینگونه جنایات رژیم به چشم نمی خورد. "

 

انعکاس اخبار بلوچستان باید در سر لوحه فعالیتهای سازمانهای ملی بلوچستان باشد و لحظه ای از جمع آوری و انتشار آنها در سایتهای خبری خویش از پای ننشینند؛ و با نشر آنها ، به افشای هر چه بیشتر جنایات رژیم به پردازند. اما اگر کینه توزی شخصی را کنار گذاشته و جریان گزارش دهی زرمبش از وقایع بلوچستان را با صداقت و بی طرفی دنبال کنیم در خواهیم یافت که، از صدور اعلامیه در محکومیت جنایات رژیم اسلامی ، انتشار اخبار تا حضور فعال و گسترده در تظاهرات و تجمعات علیه رژیمهای جنایتکار ایران و پاکستان، زرمبش یکی از پیشگامان اینگونه حرکات بوده است. با این وجود، خلاء پوشش اخبار وقایع ماه اخیر بلوچستان، در سایت خبری زرمبش ، قابل انتقاد است. اما آنگونه که آقای امیر، با بافتن فرضیه، به نظریه ای مشکوک علیه زرمبش می رسد، جای بسی سئوال است.

 

می نویسند: " اینکه چرا بلوچستان ء ِ راجی زرمبش در اینمورد سکوت کرده است ، از دو حال خارج نیست. ابتدا اینکه اعدامهای جاری مردم بلوچ را که توسط رژیم آزادی ستیز آخوندها در جریان است ، مورد تأئید قرار میدهد و یا اینکه اخبار اعدامها و درگیریهای کنونی که منجر به کشته شدن فرزندان ملت بلوچ میشوند، به گوششان نمی رسد. فرضیه پایانی نمی تواند قابل قبول واقع شود، لذا مشکوکیتها به نظریه اولی متوجه خواهد شد."

 

به تجربه ثابت شده است هرگاه که ، حلقه مبارزه تنگتر و فشار بر دشمن بیشتر می شود ، او علاوه بر سرکوب شدیدتر مبارزین ، از حربه و نیرنگهای گوناگون جهت انحراف اذهان عمومی و ایجاد شکاف میان نیروهای مبارز سود می جوید. یکی از این ترفندهای شناخته شده ، علم کردن افرادی از درون ملت خودی ، به عنوان انقلابیون راستین است!

 

آقای امیر! چنانچه شما با سابقه مبارزاتی بلوچستان ء ِ راجی زرمبش اندکی آشنایی داشتید ، هرگز به خود اجازه نمی دادید چنین تهمت ِ بزرگ و بی پایه و اساسی به این سازمان بزنید. انصاف در قضاوت چی شد؟ بار سنگین مسئولیت گفته هایمان با کیست؟ تفاوت اتهام شما به زرمبش با اتهامی که جلادان رژیم اسلامی به فرزندان برومند و شجاع بلوچ می زنند و آنان را بی گناه به چوبه دار می آویزند، در چیست؟ در قاموس رژیم اسلامی ایران ـ طالبان هم ـ همه مردم گناهکارند مگر اینکه بی گناهی خود را ثابت کنند. طبق فرضیه دوم شما ، هر کس در مسیر اهداف شما حرکت نکرد ، مجرم و گناهکار است و در تخریب چهره او از هیچ کوششی نباید فروگذار کرد. همان کاری که رژیم آخوندها علیه مبارزین انجام می دهد.

 

امیر خان! افترای بیجای شما مطمئیناً دشمنان زرمبش را شاد نموده است و با خوشحال نمودن دشمنان شما به چه هدفی دست یافته اید، من نمی دانم. اما نیک بدانید که با این کار، همسو با رژیم منحوس  اسلامی ایران قرار گرفته اید.

 

*راجع به سال مطمئن نیستم. قبلاً این برنامه در سایت زرمبش موجود بود.